الشيخ أبو الفتوح الرازي
38
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
گوشت مردار چگونه خورم ! گفتند : چرا غيبت كردى او را ؟ گفتم : توبه كردم . يك سال به آن گورستان مىآمدم ( 1 ) تا باشد كه اين مرد ( 2 ) را ( 3 ) ببينم و از او حلالى خواهم . پس از يك سال او را ديدم خواستم تا از او حلالى خواهم . او ابتدا كرد و گفت : توبه كردى ؟ گفتم : آرى ، گفت : برو با جاى خودرو . و پسر عمّ ابو هريره گفت : ماعز بنزديك رسول آمد و بر خويشتن گواهى داد سه بار به زنا . رسول عليه السلام - هر بار روى بگردانيد ( 4 ) . به بار چهارم صحابه گفتند : يا ما عز ، اگر دگر بار بگويى ، رسول - عليه السلام - تو را رجم فرمايد . گفت : خود براى آن مىگويم زنيت يا رسول اللَّه فطهرّني ، زنا كردم اى رسول اللَّه مرا ( 5 ) پاك كن . رسول - عليه السلام - بفرمود تا او را رجم كردند ( 6 ) . رسول - عليه السلام - به دو مرد بگذشت كه ايشان حديث ماعز كردند ( 7 ) ، يكى مىگفت ديگر ( 8 ) را كه : ديدى اين كه ماعز كرد خداى پرده به او فرو پوشيد ، او خويشتن را رسوا كرد تا رجم كردند او را چنان كه سگ را ، رسول - عليه السلام - با ايشان هيچ سخن نگفت . ايشان برخاستند و با رسول مىرفتند به خرابهاى رسيدند خرى مرده در آن جا افگنده بود . رسول - عليه السلام - گفت : [ برويد و از آن مردار بخوريد . گفتند : يا رسول اللَّه تن و جان ما فداى تو باد ! مردار را چگونه خوريم ! گفت : شما گوشت ماعز خورديد و آن بدتر است از اين ، ندانيد كه او در جويهاى بهشت مىغلطد . أنس مالك روايت كرد كه : رسول - صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت كه ] ( 9 ) شب معراج كه مرا به آسمان مىبردند به جماعتى بگذشتم كه ايشان را ناخن و
--> ( 1 ) . آج ، آد ، گا : آمد و شد مىكردم ، كا : مىرفتم . ( 2 ) . آد ، گا : آن برنا ، كا : آن جوان . ( 3 ) . كا ديگر باره باز . ( 4 ) . آد ، كا ، گا : بگردانيدى . ( 5 ) . آج : ما را . ( 6 ) . آج بعد از آن . ( 7 ) . آد ، كا ، گا : مىكردند . ( 8 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : ديگرى . ( 9 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج افزوده شد .